السيد محمد حسين الطهراني

67

معاد شناسى (فارسى)

الهى علّامه ملّا على نورى قدّس الله سِرّهما راجع به كيفيّت اسفار اربعه مطالبى دارد كه از نقطه نظر فهم عمومى ساده‌تر و شيرين‌تر و دلنشين‌تر است ، و محصّلش اينست كه : انسان تا وقتىكه در سلوك علمى و نظرى قدم نگذارده است ، دائماً مشاهده كثرت را مىكند و از مشاهدهء وحدت غافل است ، و در اين حال كثرت ، حاجب از وحدت است ؛ و چون شروع در سلوك علمى مىنمايد و از آثار به دنبال مؤثّر و از موجودات به دنبال صانع ميرود كثرات شيئاً فشيئاً مضمحلّ شده ، و تبديل به وحدت صِرفه حقّه حقيقيّه ميگردد ؛ بطورى كه ابداً كثرت را نمىبيند ؛ و نظر به اعيان موجودات نمىكند ؛ و غير از وحدت چيزى مشاهده نمىنمايد ؛ و در اين حال وحدت حاجب كثرت است ؛ و بواسطه استغراق در مشاهدهء وحدت از مشاهده كثرت چشم بسته است . و منزله اين منزل در سلوك حالى ، منزله سفر اوّل است براى سالك عارفى كه ملّا صدرا در كتاب بيان فرموده ؛ و آن سفر از خلق است بسوى حقّ ؛ يعنى از كثرت بسوى وحدت . و زمانى كه به عالم وحدت رسيد و از مشاهدهء كثرت محجب شد با سلوك علمى از ذات حقّ استدلال مىكند در اوصاف حقّ ؛ و اسماء حقّ ، و افعال حقّ يكى پس از ديگرى ، و مرتبه اى پس از مرتبه ديگر . و اين مرتبه به منزله سفر دوّم از سلوك حالى كه سفر در حقّ است به حقّ است مىباشد . امّا در حقّ است به جهت آنكه اين سفر در صفات حقّ و